تأثیر تحریمها بر رفتار سرمایهگذاران ایرانی در بازار رمزارز
وقتی درهای اقتصاد سنتی بسته میشود، پنجرهای دیجیتال باز میشود
شاید پنجسال پیش اگر به یک بازاری قدیمی تهران میگفتید «بیت کوین»، با تعجب نگاهتان میکرد. اما امروز همان آدمها، گوشیشان را در میآورند و قیمت تتر را چک میکنند. این تغییر یکشبه اتفاق نیفتاده و ریشهاش را باید جایی عمیقتر از هیجان بازار جستجو کرد؛ جایی در دل تحریمهایی که قرار بود اقتصاد ایران را فلج کند، اما در عمل، نسل جدیدی از سرمایهگذاران دیجیتال را به دنیا آورد و باعث کوچ سرمایه گذاران سنتی به سمت بازار ارزهای دیجیتال شد.
آیا تحریمها اعتماد را از بازارهای سنتی گرفتند؟
برای درک بهتر این پدیده با یک مثال ادلمه میدهیم؛ آقای محمدی سی سال تمام در بازار بزرگ تهران طلا خرید و فروخت. پدرش هم همین کار را میکرد و پدربزرگش هم. برای او سرمایهگذاری یعنی طلا، سکه، یک ملک در شمال شهر و شاید هم یک حساب ارزی. اما از سال ۱۳۹۷ به بعد، همهچیز عوض شد.
با تشدید تحریمهای آمریکا و قطع شدن دسترسی بانکهای ایرانی به شبکه سوئیفت، آقای محمدی دیگر نمیتوانست مثل قبل با تجار ترکیهای و اماراتی کار کند. انتقال پول سخت شده بود. ارزش ریال روزبهروز آب میرفت. حتی بازار طلا که همیشه پناهگاه امنش بود، نوسان داشت و دیگر قابل پیشبینی نبود.
یک روز صبح، پسر بیستوپنجسالهاش پای صبحانه گفت: «بابا، من با بیت کوین پول درمیارم.»
آقای محمدی اول خندید. بعد جدی شد. بعد کنجکاو شد. و شش ماه بعد، خودش هم یک کیفپول دیجیتال داشت. برای درک عمیق این تحول، کافی است به چند عدد نگاه کنیم:
| شاخص | قبل از تشدید تحریمها (۱۳۹۶) | بعد از تشدید تحریمها (۱۴۰4) |
|---|---|---|
| تعداد تخمینی کاربران ایرانی صرافیهای رمزارز | حدود ۲۰۰ هزار نفر | بیش از 15 میلیون نفر |
| سهم رمزارز در سبد سرمایهگذاری خانوارهای شهری | کمتر از ۱٪ | بین ۸ تا ۱۵٪ (برآورد) |
| رتبه ایران در شاخص پذیرش جهانی رمزارز | خارج از 5۰ کشور اول | جزو ۲۰ کشور اول |
| نرخ تورم سالانه | حدود ۱۰٪ | بالای ۴۰٪ |
مکانیزم تأثیرگذاری تحریمها بر مهاجرت سرمایه
تحریمها از چندین مسیر مختلف، سرمایهگذاران ایرانی را به سمت بازار رمزارز کشاندند. در ادامه هر کدام را جداگانه بررسی کنیم:

۱. محدودیت در انتقال بینالمللی پول
شاید مهمترین تأثیر تحریمها، قطع یا محدودسازی شدید دسترسی ایرانیها به نظام مالی بینالمللی بوده باشد. وقتی یک فریلنسر ایرانی نمیتواند از طریق پیپال یا وایرترنسفر حقوقش را دریافت کند، وقتی یک دانشجو نمیتواند شهریه دانشگاهش در خارج را بفرستد، وقتی یک تاجر نمیتواند بابت واردات کالا حواله بزند… رمزارز از یک «گزینه» تبدیل به یک «ضرورت عملی» میشود.
بیت کوین، تتر، و سایر رمزارزها برای بسیاری از ایرانیها نه ابزار سفتهبازی، بلکه زیرساخت مالی جایگزین شدهاند.
۲. کاهش مداوم ارزش ریال و فرار از تورم
از سال ۱۳۹۷ تا به این جا از ۱۴۰۴، ریال ایران بیش از ۸۰ درصد از ارزش خود را در برابر دلار از دست داده است. این یعنی پساندازی که یک خانواده طی ده سال جمع کرده، ظرف دوسه سال نصف شده است.
در این شرایط، مردم به دنبال داراییهایی هستند که ارزششان به ریال وابسته نباشد. طلا یکی از این داراییهاست، اما خرید و فروش طلا محدودیتهایی دارد: سنگین است، نقدشوندگیاش در بحران پایینتر است، نگهداریاش ریسک امنیتی دارد و حمل آن در مقادیر بالا عملا ممکن نیست.
رمزارز اما همه این مشکلات را حل میکند. یک میلیارد تومان طلای دیجیتال مانند پکس گلد در یک عبارت ۱۲ کلمهای جا میشود که میتوانید حفظ کنید.

۳. محدودیت در بازارهای سرمایهگذاری رسمی
تحریمها باعث شدهاند بسیاری از ابزارهای سرمایهگذاری بینالمللی از دسترس ایرانیها خارج شوند:
- امکان سرمایهگذاری در بورسهای بینالمللی وجود ندارد
- خرید اوراق قرضه خارجی غیرممکن است
- دسترسی به صندوقهای سرمایهگذاری بینالمللی مسدود شده است
- حتی افتتاح حساب بانکی در بسیاری از کشورها برای ایرانیها با مشکل مواجه است
این محدودیتها، صرافی های داخلی رمزارز را به تنها «دریچه باز» به سرمایهگذاری جهانی برای ایرانیها تبدیل کرده است. جایی که ملیت، پاسپورت و تحریم اهمیتی ندارد.
۴. ناپایداری سیاستگذاری اقتصادی داخلی
تحریمها فقط یک عامل بیرونی نیستند. آنها یک اثر دومینویی در سیاستگذاری داخلی هم دارند. تغییرات مکرر نرخ ارز، تغییرات در سیاستهای ارزی و بانکی، و بیثباتی کلی فضای کسبوکار، همگی باعث شدهاند فناوریهای غیرمتمرکز جذابتر میشود.
آشنایی با نسل جدید سرمایهگذاران ایرانی
نسل جدید سرمایهگذاران ایرانی تقریبا همگی به سمت سرمایهگذاری رمزارزی رفتهاند و دیگر شخصیت این سرمایهگذارها آن جوان بیستساله گیمری نیست که در سال ۱۳۹۶ تصورش را میکردیم. پروفایل این سرمایهگذار بهشکل چشمگیری تغییر کرده:
طیف سنی گستردهتر
خانم رضایی، ۵۸ ساله، بازنشسته آموزش و پرورش اصفهان است. او تا سال ۱۴۰۰ تمام پساندازش را در سپرده بانکی نگه میداشت. اما وقتی دید سود سپرده بانکی در مقابل تورم معنایی ندارد، از دخترش خواست بخشی از پولش را تتر بخرد.
بنابراین، همه سرمایهگذاران رمزارزی بهدنبال سود ۱۰۰ درصدی نیستند. بسیاریشان فقط میخواهند ارزش پساندازشان حفظ شود.
ورود اصناف و کسبوکارهای کوچک
بازاریان، تجار خُرد، صاحبان مغازه و حتی رانندگان تاکسی اینترنتی. اینها افرادی هستند که قبلا هیچ ربطی به فناوری بلاکچین نداشتند اما امروز بخشی از سرمایهشان را بهصورت رمزارز نگهداری میکنند.
کوچ سرمایهگذاران سنتی به سمت ارزهای دیجیتال دیگر یک روند حاشیهای نیست. ما شاهد یک جابهجایی ساختاری در رفتار سرمایهگذاری ایرانیها هستیم. سرمایهگذارانی که نسلها با طلا، ملک و سپرده بانکی بزرگ شده بودند، حالا دارند زبان جدیدی یاد میگیرند: زبان ولت، صرافی کریپتو، استیکینگ و دیفای.

تتر پادشاه بیتاج بازار ایران
اگر بخواهیم یک رمزارز را «محبوبترین دارایی دیجیتال ایرانیها» بنامیم، بدون شک تتر (USDT) این عنوان را از آنِ خود میکند. و دلیلش مستقیما به تحریمها برمیگردد. چرا تتر؟ زیرا:
- تتر معادل دلار دیجیتال است. برای مردمی که دسترسی مستقیم به دلار فیزیکی ندارند یا خرید آن ریسکهای خاص خودش را دارد، تتر یک جایگزین بسیار ساده و در دسترس است.
- قابلیت انتقال دارد. اگر بخواهید برای فرزندتان که در ترکیه درس میخواند پول بفرستید، انتقال تتر از طریق بلاکچین هم سریعتر است، هم ارزانتر و هم مطمئنتر از بسیاری از صرافیهای فیزیکی.
همچنین، برآوردهای مختلف نشان میدهند حجم معاملات روزانه تتر در صرافیهای ایرانی میلیونها دلار است و هر روز صدها میلیون دلار تتر بین ایرانیها دستبهدست میشود. بخش عمدهای از این حجم، مستقیما نتیجه تحریمها و ناکارآمدی نظام بانکی بینالمللی برای ایرانیهاست.
ریسکها وچالش های بازار کریپتو
در کنار مواردی که تا اینجا از مقاله بررسی کردیم، نباید از کنار واقعیتهای تلخ این بازار نیز ساده عبور کرد. رشد بازار رمزارز در ایران، در کنار فرصتهایش، ریسکهای جدی هم به همراه آورده:
- کلاهبرداریهای گسترده: سطح پایین سواد مالی دیجیتال در بخش بزرگی از جامعه، زمینهساز کلاهبرداریهای متعدد شده. از طرحهای پانزی رمزارزی گرفته تا صرافیهای نامعتبر جعلی و پروژههای توکن بیپشتوانه.
- ریسکهای قانونی و نظارتی: وضعیت حقوقی رمزارز در ایران کمی مبهم است. خرید و فروش رمزارز برای افراد ممنوع اعلام نشده، اما استفاده از آن بهعنوان ابزار پرداخت قانونی هم نیست.
- نوسانات شدید بازار: بسیاری از سرمایهگذاران تازهوارد ایرانی بدون دانش کافی وارد بازار شدهاند. آنها روی میمکوینها و توکنهای ناشناخته سرمایهگذاری میکنند و در سقوطهای بازار، تمام داراییشان را از دست میدهند.
- ریسک تحریمهای ثانویه: خود بازار رمزارز هم از تحریمها در امان نیست. صرافیهای بینالمللی مثل بایننس و کوینبیس، حساب کاربران ایرانی را مسدود میکنند. OFAC (دفتر کنترل داراییهای خارجی آمریکا) آدرسهای کیفپول مرتبط با ایران را تحریم کرده است. تنها راهحل منطقی برای سرمایهگذاری در رمزارزها، صرافیهای معتبر داخلی هستند.
مقایسه بازار کریپتو در ایران با سایر کشورهای تحت تحریم
ایران تنها کشوری نیست که تحریمها مردمش را به سمت رمزارز سوق داده است. مقایسه تجربه ایران با سایر کشورها آموزنده است:
ونزوئلا
ونزوئلا با ابرتورم و تحریمهای آمریکا، شاهد رشد انفجاری استفاده از بیت کوین و دش بود. دولت مادورو حتی یک رمزارز دولتی به نام «پترو» راهاندازی کرد که در عمل شکست خورد. تجربه ونزوئلا نشان داد که رمزارزهای دولتی معمولا نمیتوانند جایگزین اعتماد ازدسترفته مردم شوند.
روسیه
پس از تحریمهای ۲۰۲۲ بر سر جنگ اوکراین، روسها هم به سمت رمزارز هجوم آوردند. حجم معاملات روبل-بیت کوین در هفته اول تحریمها ۲۵۹ درصد افزایش یافت. اما روسیه با زیرساخت فناوری قویتر و دسترسی بهتر به اینترنت، مسیر متفاوتی را طی کرد.
کره شمالی
مورد کره شمالی نشاندهنده وجه تاریک ماجراست. گروههای هکری مرتبط با دولت کره شمالی میلیاردها دلار رمزارز سرقت کردهاند. این مورد یادآوری میکند که رمزارز، مثل هر فناوری دیگری، میتواند هم سازنده باشد و هم مخرب.

آینده رمزارز در اقتصاد ایران
سناریو اول:
اگر تحریمها ادامه یابند و وضعیت اقتصادی تغییر محسوسی نکند، میتوان انتظار داشت روند فعلی ادامه پیدا کند. سرمایهگذاران بیشتری وارد بازار رمزارز شوند، حجم معاملات بالاتر برود، و اکوسیستم داخلی صرافیها و خدمات رمزارزی رشد کند. در نتیجه: رمزارز به بخش تثبیتشدهای از اقتصاد غیررسمی ایران تبدیل میشود.
سناریو دوم:
اگر توافق جدیدی حاصل شود و تحریمها کاهش یابند، ممکن است تصور شود استفاده از رمزارز کاهش پیدا خواهد کرد. اما تجربه نشان داده یکبار که مردم با فناوری جدید آشنا شدند، بهراحتی آن را کنار نمیگذارند.
احتمالا در صورت رفع تحریمها، استفاده «ضرورتی» از رمزارز (مثل انتقال پول) کاهش مییابد اما استفاده «سرمایهگذارانه» و «فناورانه» ادامه خواهد داشت.
سناریو سوم:
اگر دولت ایران بتواند یک چارچوب قانونی شفاف و هوشمندانه برای بازار رمزارز ایجاد کند؛ چارچوبی که هم از سرمایهگذاران حمایت کند و هم از سوءاستفاده جلوگیری نماید، ایران میتواند از این فناوری به نفع خودش استفاده کند.
کشورهایی مثل امارات و ترکیه نشان دادهاند که تنظیمگری هوشمندانه میتواند سرمایه و استعداد جذب کند. ایران با جمعیت جوان و مستعدش، پتانسیل بالایی در این حوزه دارد.
توصیههایی برای سرمایهگذاران ایرانی
اگر شما هم جزو آن دسته از ایرانیانی هستید که تحریمها و شرایط اقتصادی، کنجکاوتان کرده در مورد رمزارز بیشتر بدانید، این نکات را در نظر بگیرید:
- آموزش، قبل از سرمایهگذاری. هیچوقت پولی را که نمیتوانید از دست بدهید، وارد بازار رمزارز نکنید. اول یاد بگیرید، بعد سرمایهگذاری کنید.
- تنوعبخشی. همه تخممرغهایتان را در یک سبد نگذارید. حتی اگر به رمزارز علاقهمندید، بخشی از سرمایهتان باید در داراییهای سنتی باقی بماند.
- امنیت دیجیتال. یاد بگیرید چگونه کیفپولتان را امن نگه دارید. از احراز هویت دومرحلهای استفاده کنید. عبارت بازیابیتان را جایی امن بنویسید، نه در گوشیتان.
- از کلاهبرداران دوری کنید. هرکسی که وعده سود تضمینی میدهد، کلاهبردار است. بدون استثنا. بازار رمزارز سود تضمینی ندارد.
- بهروز باشید. قوانین و مقررات مربوط به رمزارز دائما در حال تغییر است. هم در ایران و هم در سطح بینالمللی. بیخبری میتواند گران تمام شود.
سخن پایانی
تحریمها ممکن است روزی برداشته شوند. ارزش ریال ممکن است روزی تثبیت شود. روابط بانکی بینالمللی ممکن است روزی بازسازی شوند. اما چیزی که تغییر نخواهد کرد، یک سیستم مالی نوین است.
رمزارز برای ایرانیها فقط یک سرمایهگذاری نیست. بیانیه استقلال مالی فردی است و شاید همین، بزرگترین تأثیر تحریمها بر رفتار سرمایهگذاران ایرانی باشد: نه تغییر ابزار سرمایهگذاری، بلکه تغییر ذهنیت.